پیروآیینه

پیری آیینه ازجوانـــــــی خواست/تاکه رخسارخوددرآن بیند

خشت خامی جوان به دستش داد/ کاندرآن روی خودعیان بیند

پیــــــــــرگفتا:به خشت خام کسی /سبلت وریش راچه سان؟بیند

نوجـــــــــــــوان گفت:این مثل زقدیم/ نشنیدی که می توان بیند

«آن چــــــــــه درآینــــــــــه جوان بیند/پیردرخشت خام آن بیند»

/ 1 نظر / 10 بازدید
سهيل

بيا تو ببين چه خبره؟عضويت رايگان*دريافت ايميل هاي خفن*دريافت جايزه ماهانه*همه در گروه آلفا http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/1