خداشناس

دونفربه محضرقاضی آمدندکه یکی ازآن هاادعای طلبی را می کرد.

قاضی به مدعی گفت:شاهدتوکیست؟

مدعی گفت: خدا

عارفی درآن مجلس بودبه مدعی گفت:

«کسی رامعرفی کن که قاضی اورابشناسد.»

/ 3 نظر / 9 بازدید
سيد

ممنون , پستت جالب بود اگه خواستي ميتونم لينکت کنم:x بهم سر بزن عزيز

محمد مصطفائی

سلام، آقا اسماعیل خیلی مخلصیم ! چطوری ؟ از مطالب جالب و سنتی وب حضرتعالی استفاده کردیم . منو بردی برنده (برندق) خاطرات دوران کودکی زنده شد . علاوه بر آن شعر معلّم هم بسیار جالب و لذتبخش بود. آخه از کجاش بگم! اسم وبتون (بر بساطی که بساط نیست) هم بسیار عالیه ! شب خوش!

سیمرغ

با عرض سلام و احترام به خدمت همکار محترم جناب آقای اسماعیل حکمتی ، ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی به شما (هر چند دیر هنگام گفته می شود.) انتخاب جناب عالی را به عنوان سرگروه ناحیه یک استان اردبیل تبریک می گویم. همکار گرامی موفقیت و سلامتی و سربلندی شما را از ایزد منان خواستارم. ضمناً وب پر محتوا و مفیدی نیز دارید. مسلم است که پرباری آن حاصل تلاش و زحمت جناب عالی ست. قلم و قدمتان در سایه حق مستدام.