بربساطی که بساطی نیست...
 

تسلط برجدول زیر شماراازخیلی چیزها بی نیاز کرده وآمادگی شمارابرای درک مطالب بیشتر می کند:

عنوان

مثال

تکواژ

واژه

تکواژ آزاد

تکواژ وابسته

علائم جمع سالم«ها – ان – ون- ین – ات»

درختان /ارتباطات

آری

نه

نه

آری

کسره ی اضافه یا«یِ» بدل ازکسره

دوستِ من/ پای ِشکسته

آری

آری

آری

نه

شناسه ی فعل«چه موجود باشد چه محذوف»

رفتیم / می رفت «شناسه ی تهی دارد»

آری

نه

نه

آری

می /همی /نَ«م»/بِ

می روم/ بگویم

آری

نه

نه

آری

انواع «ی»

ü      نکره

ü      مصدری

ü      لیاقت

ü      نسبت

 

درختانی /میزی

خوبی «خوب بودن»

دیدنی/ خواندنی

ادبی /تهرانی

 

 

آری

 

 

نه

 

 

نه

 

 

آری

«ن» مصدری

دیدن /رفتن

آری

نه

نه

آری

حروف«اضافه،ربط،عطف،نشانه و...»

و– که – به – تا- برای – اما – را- ...

آری

آری

آری

نه

وندها:

پیشوند

میانوند

پسوند

 

بی کار/همراه

گفت وگو/سراسر

دانش/هنرمند

 

 

آری

 

 

نه

 

 

نه

 

 

آری

واج های میانجی

آشنایی/نیاکان/تشنگی

نه

نه

نه

نه

«ی»اسنادی

رستم تویی/تومعلمی

آری

آری

آری

نه

 

  • «ی»نشانه ی نکره اگر به کلمه ی مفردبچسبد معمولاًمعنی یک می دهدواگربه کلمه ی جمع بچسبد معمولاًمعنی یک سری می دهد.
  • ملاک شمارش واژه نقش پذیرفتن آن است یعنی هرچه نقش بگیردیک واژه است.البته دراین موردکسره «نقش نمای اضافه»استثناست.

سوال:چراواژه ی «گران قدر»یک واژه است؟زیرادرجمله یک نقش می گیردمثلا:درجمله ی «استادِگران قدررادیدم.»گران قدرصفت است و نمی توان به گران وقدر ،جداگانه نقش داد.

  • تمامی گروه های فعلی یک واژه به حساب می آیند.مثلا:دیده شده بود،شناخته شده است و داشتند برمی گشتند یک واژه حساب می شوند.
  • درتجزیه ی یک واژه به تکواژهای تشکیل دهنده بایددوچیز رادرنظر گرفت:

الف: تکواژ هاباید به اصل کلمه مرتبط باشند.مثلانمی توان واژه ی «تازه»رابه دوتکواژ «تاز»و«ه»تجزیه کردچراکه «تاز»بن مضارع تاختن ربطی به تازه ندارد.

ب:تکواژ های تجزیه شده بایددربیرون ازآن واژه، درجاهای دیگری اززبان فارسی نیزکاربردداشته باشند.مثلا:واژه ی «گلشن»یک واژه ی ساده می باشدچون باتجزیه ی این واژه به تکواژ های «گل»و«شن»می فهمیم که تکواژ وابسته یا پسوند«شن»درجاهای دیگربه عنوان وند یاتکواژ وابسته کاربردندارد.

  • کلماتی که به «گری» ختم می شونداگربدون«ی»معناداشته باشند«گر»و«ی»دوپسوند جداگانه هستند ودوتکواژ حساب می شوند.مثلا:مسگری: مس +گر+ی «3تکواژ»می باشد چراکه «مسگر»به تنهایی وبدون«ی»معنی دارد.واگربدون «ی»معنی نداشته باشد«گری» باهم یک تکواژ است. مانند:لاابالی گری: لاابالی +گری «2تکواژ»چراکه واژه ی«لاابالی گر»نداریم.
  • اسم خاص وغیراسم خاص درتکواژ شماری فرقی باهم نداردمثلا:جمال زاده = «جمال + زاد+ه» سه تکواژ داردچه اسم آقای جمال زاده باشدچه نباشد.
  • به تجزیه ی تعدادی ازواژه های مهم که می تواند درکنکور سراسری سوال شود به همراه توضیحات لازم ،درجدول زیر اشاره شده است.

 

واژه

تعدادتکواژ

تجزیه

توضیح

نظر کتاب یاکنکورسراسری

همایش

3تکواژ

هم+آی +-ِ ش

«ای»بن مضارع آمدن

 

کردار

2تکواژ

کرد+ار

«کرد»بن ماضی «کردن»

صفحه ی 148کتاب

ماهواره

2تکواژ

ماه+واره

دقت شود «واره»=وار+ه نیست.

صفحه ی 150کتاب

روایات

2تکواژ

روایت+ ات

کلماتی که «ت»دارندوقتی با«ات»جمع بسته می شوند«ت» آن هاحذف می شود.

 

**********

لغات

1تکواژ

لغات !

البته به نظر می رسد«لغت»+«ات»2تکواژ باشد امادرکنکورسراسری یک تکواژ گرفته شده است وآن ملاک ماخواهدبود.

سراسری هنر 82  ، سوال8

 سراسری هنر84 ، سوال12

سراسری ریاضی 88 ، سوال9

برخورد

2تکواژ

بر+خورد

درحالت غیرفعلی 2تکواژولی درحالت فعلی 3تکواژ حساب                              می شود«بر+خورد+تکواژ تهی

 

سراسری تجربی 87 ،سوال 7

بهره

1تکواژ

بهره

«بهر+ه» نمی باشدچون بهرمخفف بهره است.

سراسری ریاضی 84 سوال 11

روان

2تکواژ

1تکواژ

رو+ان

روان

اگربه معنی جاری باشد.

اگربه معنی روح باشد.

سراسری هنر83 ، سوال 10

بستنی

3تکواژ

بست+ن+ی

بستنی اول مایع است بعد خودرا                     می بندد.«سفت می شود»

 

***********

گونه

2تکواژ

1تکواژ

گون +ه

گونه

اگربه معنی نوع باشد.

اگربه معنی قسمتی ازصورت باشد.

 

************

سازمان

2تکواژ

ساز + مان

«مان»یک پسوند است.شبیه زایمان،ساختمان و…

صفحه ی 152

برومند

2تکواژ

بر +ومند

«ومند»پسوندی است شبیه «مند»

صفحه ی 150

گوارا

2تکواژ

گوار+ا

«گوار»بن مضارع گواردن یاگواریدن است.به معنی خوب هضم کردن.

صفحه ی 146

 

واژه

تعدادتکواژ

تجزیه

توضیح

نظرکتاب یاکنکورسراسری

سده

2تکواژ

سده + ه

«سد»تغییر املایی «صد»می باشد.

صفحه ی 148

نیست

3تکواژ

نه + است + تکواژ تهی

«نیست» منفی فعل «است» می باشد.

سراسری ریاضی سال 83 ،سوال10

دبستان

1تکواژ

دبستان

ساختارقدیمی دارد

 

دیوار

1تکواژ

دیوار

ساختارقدیمی دارد

 

دیوانه

1تکواژ

دیوانه

ساختارقدیمی دارد

 

وادار

1تکواژ

وادار

ساختارقدیمی دارد

 

ناودان

1تکواژ

ناودان

ساختارقدیمی دارد

 

ساربان

1تکواژ

ساربان

ساختارقدیمی دارد

 

دستگاه

1تکواژ

دستگاه

ساختارقدیمی دارد

 

شیرین

1تکواژ

شیرین

ساختارقدیمی دارد

 

تهمینه

1تکواژ

تهمینه

ساختارقدیمی دارد

 

مژه

1تکواژ

مژه

ساختارقدیمی دارد

 

کوچه

1تکواژ

کوچه

ساختارقدیمی دارد

 

استوار

1تکواژ

استوار

ساختارقدیمی دارد

 

تابستان

1تکواژ

تابستان

ساختارقدیمی دارد

 

زمستان

1تکواژ

زمستان

ساختارقدیمی دارد

 

دشوار

1تکواژ

دشوار

ساختارقدیمی دارد

 

نامه رسان

2تکواژ

نامه +رسان

دقت شود که «ان»درتکواژ «رسان» درحالت غیرفعلی جدانمی شود.

 

شاید

2تکواژ

1تکواژ

شای + -َ  د

شاید

اگربه معنی «شایسته است»باشد.

اگربه معنی احتمالاً باشد.

 

*************

کوزه گری

3تکواژ

کوزه+ گر+ ی

چراکه «کوزه گر»داریم.

 

وحشی گری

2تکواژ

وحشی +گری

چراکه«وحشی گر» نداریم

 

یاغی گری

2تکواژ

یاغی +گری

چراکه «یاغی گر»نداریم

 

باید

2تکواژ

بای + -َ  د

«بای» بن مضارع بایستن می باشد.

سراسری ریاضی 83 ، سوال 10

  • کلمات دارای «ال»و«تنوین»درفارسی شبه ساده حساب می شوند.مثال: عموماً «تنوین» دارد./امیرالمومنین«ال»دارد.
  • تکواژهای تصریفی نه ساختمان واژه راعوض می کنند ونه درواژه تغییر معنا ایجاد می کنند وعبارتند از:

الف: علامت های جمع: «ها،ان،ون،ین ،ات» .                 

ب: شناسه ها:«- َم،ی،- َ د،یم،ید، -َ ند»/نشانه های فعل :«می ،ب،ن»

ج: پسوندهای «تر» و«ترین».

  • تکواژه های اشتقاقی هم ساختمان واژه راعوض می کنند وهم درواژه تغییر معنا ایجاد می کنند.وعبارتنداز:«گر،گار،انه،ه،بان،ی»و...
  • تکواژ وابسته ی «ی»اگرنشانه نکره باشدتصریفی واگرنشانه ی صفت نسبی ونشانه ی مصدری باشداشتقاقی خواهد بود.

مثال: مردی آمد.نشانه ی نکره است وتکواژ وابسته ی تصریفی وتغییری درساده بودن واژه ی «مرد» ایجاد نکرده است.اما درجملات«مردتهرانی آوازخوان بود.»و«خوبی تورا فراموش نمی کنم.»به ترتیب نشانه ی صفت نسبی ونشانه ی مصدری می باشد ودرهردو،تکواژ وابسته ی اشتقاقی است وساختمان واژه هاراازساده به مشتق تغییرداده است.

********************

  • اجزای اصلی جمله عبارتند از:فعل،نهاد،مفعول،مسند،متمم فعلی
  • ملاک تشخیص برای تعداداجزای اصلی جمله فقط فعل جمله می باشد.
  • نهادچه موجودباشد وچه محذوف یک جزءاصلی جمله به حساب می آید.
  • برای تشخیص وجود مفعول درجمله این سوال رامطرح می کنیم: چه چیزی را؟/چه کسی را؟+ فعل.
  • برای تشخیص وجودمسندباید ببینیم فعل اسنادی است یانه؟فعل های اسنادی عبارتند از:

الف:است ،بود،شد،گشت،گردیدو هم معنی آن ها.

ب:نامیدن وهرچه معنای «نامیدن» بدهد؛مانند صدازدن،گفتن،خواندن،نام نهادن و...

پ: به حساب آوردن وهرچه معنای «به حساب آوردن» بدهد؛مانندمحسوب کردن،شمردن،پنداشتن،دیدن،یافتن، دانستن و...

ت:گرداندن وهرچه معنای «گرداندن» بدهد؛ مانند کردن، نمودن،ساختن و...

  • برای تشخیص وجود متمم فعلی ،نگاه می کنیم که آیا فعل به حرف اضافه ی اختصاصی نیاز داردیانه؟

بعضی ازفعل هایی که حرف اضافه ی اختصاصی دارندعبارتنداز:

باختن به/بردن «برنده شدن»از/رنجیدن از/شوریدن بر/گفتن به /آلودن به/ خریدن از/فروختن به /گنجیدن در/آموختن «یاددادن»به/آموختن «یادگرفتن» از/شنیدن از/پرسیدن از/دادن به و...

  • گاهی به جای مسند یک گروه متممی می آیدکه باوجودداشتن حرف اضافه ومتمم،مسند جمله به حساب می آیدوجمله سه جزئی مسنددارمحسوب می شود.مثال: این پارچه ازابریشم است. قسمت مشخص شده ،مسند جمله می باشدنه متمم.
  • جملات استثنایی یعنی جملات بی فعل که حالت اصطلاح دارند.این جملات سه نوعند:

الف:‌یک جزئی : سلام /افسوس/ آه /به سلامت/ به ا میددیدار/و...

ب: دوجرئی: عیدتان مبارک/دودوتاچهارتا/زیارت قبول/دست هابالا/و...

پ:‌سه جزئی: کاریعنی تلاش /عشق یعنی دوست داشتن/و...

  • اصوات یا شبه جمله هایی مانند :وه، هله،هان و...درفارسی جمله ی یک جزئی استثنایی هستند.البته هرجمله ی یک جزئی استثنایی لزوماًصوت نیست.
  • درجملات چهارجزئی گذرابه مفعول ومتمم گاهی متمم به شکل مفعول می آیدمثلابه جای جمله ی « مادربه کودک غذاداد» که چهارجزئی گذرابه مفعول ومتمم است گاهی می گوییم «مادرکودک راغذاداد»به چنین جملاتی چهارجزئی گذرابه دومفعول می گوییم.به عبارتی جملات چهارجزئی دومفعولی همان چهارجزئی مفعول ومتممی می باشندکه متمم فعلی آن هابه شکل مفعول درآمده است.این جملات معمولاًازمصدرهای پوشاندن،دادن، خوراندن،زدن و... ساخته می شود.
  • درتعیین نوع جمله ازمیان انواع متمم فقط متمم فعلی است که تاثیرگذاراست پس بهتراست انواع متمم رادرزیر آورده وتوضیحاتی رامطرح کنیم.

         انواع متمم: 

الف: متمم فعلی : همان متممِ فعل هایی هستند که حرف اضافه ی اختصاصی دارندودرجمله جزءاصلی جمله به حساب می آیند وقابل حذف نیستندیابه عبارتی درصورت حذف بودن هم جزء اصلی جمله هستند.

ب: متمم اسمی : بعضی ازاسم ها برای خود عین فعل ها ،حرف اضافه ی اختصاصی دارند یاهمیشه درجمله ها،متممی رابه همراه خود یدک می کشند .لذامتممی که به همراه این اسم هادرجمله می آیدمتمم اسمی می باشد.بعضی از آن اسم هاعبارتنداز: مصاحبه با/آشنایی با/نفرت از/علاقه به/نیاز به/آگاهی از/مهارت در/تسلط بر/و...

نکته: دربعضی مواقع سوال می شودمتمم مفعول ،متمم نهادومتمم مسندرادرجمله ی داده شده پیداکنید. منظور ازاین متمم هاهمان متمم اسمی می باشد.لذا اول، مفعول ،نهادومسند جمله راپیدامی کنیم که اسم می باشند ومتمم همراه آن هانیز متمم اسمی خواهد بود.

مثال برای متمم اسمی: درجمله ی «از آشنایی باشما خوشوقتم.» دواسم وجودداردکه متمم اسمی می خواهد وآن هاعبارتند از: خوشوقت از/آشنایی با/که متمم آن هانیز به ترتیب آشنایی و شما می باشد.

********************

  • برای تشخیص فعل مرکب ازفعل ساده یاتشخیص این که کلمه ی قبل ازفعل جزء فعل است یانه حتماباید به دوموردزیر توجه کرد:

الف:‌اگرکلمه ی قبل ازفعل نقش بپذیردجزءفعل نیست واگرنقش نپذیرفت جزءفعل می باشد لذا اگرکلمه ی قبل ازفعل نقش بپذیردفعل ماساده ودرغیراین صورت مرکب خواهد بود.البته توضیح این نکته ضروری است که لازم نیست کلمه ی قبل ازفعل همه ی نقش هارابپذیردفقط کافی است نقش های مفعول،متمم ،مسندوقیدراقبول کند وبیشترازهمه نقش های مسند ومفعول رامی توان به آن فعل داد.

ب:راه دیگر تشخیص ساده ازمرکب گسترش پذیری می باشد یعنی اگربتوانیم بین دوکلمه «جزءصرفی وجزء غیرصرفی»علامت های جمع،پسوندهای تروترین،صفت،مضاف الیه و«ی» نشانه ی نکره اضافه کنیم فعل ساده ودرغیراین صورت مرکب خواهد بود.

  • تمامی عبارات کنایی که معناومفهوم فعل رادارندفعل مرکب می باشند.

مثالی چند برای فعل مرکب وساده: 

جمله

ساختمان فعل

توضیح

اودیشب ساعت هاکتابش رامطالعه کرد.

مرکب

«مطالعه»متمم وقید نیست.مسندهم نیست چراکه «کرد» فقط به معنای «گرداند»فعل اسنادی می باشدواین جااین معنی رانداردمفعول هم نیست چراکه جمله مفعول دیگری دارد.پس مطالعه،هیچ نقشی را   نمی پذیرد.

اودیشب ساعت هامطالعه کرد.

ساده

مطالعه، مفعول است .چه کاری راانجام داد؟مطالعه را.«کردن»به معنی انجام دادن است ومفعول می خواهد.

دوستم دیروز درحیاط مدرسه زمین خورد.

ساده

«زمین»متمم می باشد یعنی به زمین خورد.پس نقش گرفته است.

هنگام مدآب دریابالامی آید.

ساده

«بالا»نقش قیدرامی پذیرد.

اودیده شده است.

ساده

فعل های کمکی تاثیری درساختمان فعل ندارند.

اوپرنده رارهاکرد.

ساده

«رها»مسندمی باشد.

«کردن»به معنای گرداندن وساختن ،فعل اسنادی است.

من ازخطای توچشم پوشیدم.

مرکب

چشم پوشیدم،فعل کنایی است ومرکب می باشد.

********************

  • وابسته های پیشین «قبل ازهسته» ووابسته های پسین«بعدازهسته»زمانی وابسته به حساب می آیند که همراه هسته باشنداگربدون هسته بیایند دیگروابسته نیستند وخودشان هسته ی گروه اسمی قرارمی گیرند.
  • مضاف الیه، علامت های جمع و«ی» نکره بدون هیچ شرطی وابسته ی پسین هستندچراکه همیشه به همراه هسته می آیند.
  • «چند» هم می تواند صفت مبهم باشد مثال: «چندنفررادیدم.» وهم می تواند صفت پرسشی باشد مثال: «چندکتاب خریدی؟»
  • «چه» هم می تواند صفت تعجبی باشدمثال«چه فیلم قشنگی !»وهم می تواند صفت پرسشی باشدمثال«چه خبر؟»
  • ازمیان همه ی انواع «ی»فقط«ی» نکره وابسته ی پسین است ودیگر انواع«ی»وابسته ی اسم محسوب نمی شوند.هم چنین علامت جمع وابسته ی پسین است ونباید آن راجزءهسته بگیریم.
  • راه شناسایی هسته دریک گروه اسمی به شرح زیراست:

الف: اولین کلمه ای که درگروه اسمی نقش نمای اضافه «-ِ »گرفته است هسته ی گروه خواهد بود. کتابِ سالِ سوم ِریاضی. 

ب: اگردریک گروه اسمی نقش نمای اضافه نباشد درآن موقع آخرین کلمه ی گروه هسته خواهد بود.دویست وپنجاه وپنج نفرانسان.

نکته: صفت مبهمِ «همه»حتی اگرنقش نمای اضافه هم بگیردهسته نخواهد بود وصفت مبهم ووابسته ی پیشین آن گروه اسمی به حساب خواهد آمد.

  • صفت های مبهم «دیگر» و«چند»می توانند بعدازهسته نیز بیایند.دیگرکتاب =کتاب دیگر/کاری چند = چندکار
  • معطوف به وابسته هاهم وابسته به حساب می آیند.مثلا: گروه اسمی «پسرخوب ودرس خوان»دووابسته ی پسین ازنوع صفت دارد.

********************

  توجه:درویرایش یک متن ،نوشته یاجملات، رعایت نکات زیرضروری است:

  • برعلیه وبرله = همیشه غلط می باشندوهیچ موقع نباید ازاین واژه هااستفاده شود.له وعلیه بدون «بر» صحیح می باشند.
  • واژه ی «سیستم» همیشه نادرست می باشد وبه جای آن بایداز« نظام» یا«سامانه» استفاده کرد.
  • شامل ومشمول بایدبه درستی ودرجای مناسب خود به کارگرفته شوند. شامل یعنی دربرگیرنده«حالت فاعلی » ومشمول یعنی دربرگرفته شده«حالت مفعولی »دارد.ضمنااگرمفهوم جمله ی ما ازکل به جزءباشد ازواژه ی شامل واگرازجزءبه کل باشد ازواژه ی مشمول استفاده می کنیم.مثال: قانون مدرسه شامل همه ی دانش آموزان مدرسه می شود.«درست»/دانش آموزان کلاس سوم مدرسه  نیز مشمول این قانون می شوند.«درست»
  • واژه ی «انجام» فقط معنی پایان می دهدواگربه معنی« اجرا»به کاررود نادرست خواهد بود. مثال نادرست:کارگران مشغول انجام کارند./مثال درست: کارگران درحال اجرای کارند.
  • نباید به جای «برای » ازعبارت«به منظور »استفاده کرد.هرجاباشد غلط نگارشی است وبایدویرایش گردد.
  • نبایدبه جای «با»ازعبارت«به وسیله ی »استفاده کرد .هرجاباشد غلط نگارشی است وبایدویرایش گردد.
  • جملاتی که فعل مجهول دارندنباید نهادداشته باشندچراکه شرط اول مجهول کردن فعلِ جمله، حذف نهاد می باشد.مثال نادرست: نامه توسط علی نوشته شد.«نوشته شد»فعل مجهول است ووجود علی درجمله نادرست می باشدودرست آن به این گونه است:علی نامه رانوشت یانامه نوشته شد.
  • زمانی می توانیم فعل را ازجمله حذف کنیم که قرینه ومشابه آن درجمله موجود باشد یابه عبارتی فعل بدون قرینه نمی تواند ازجمله حذف شود. مثال درست:کلیات لایحه ی بودجه درمجلس مطرح وتصویب شد./که دراین جمله  فعل «شد»بعد ازکلمه ی مطرح به درستی حذف شده است،چون قرینه ی آن درپایان جمله موجودمی باشد.اما مثال نادرست:کلیات لایحه ی بودجه درمجلس مطرح وبه تصویب رسید./که دراین جمله فعل «شد»بعدازکلمه ی مطرح به غلط حذف شده است چون قرینه ومشابهی درجمله ندارد.
  • قواعد مطابقت نهاد وفعل بایدرعایت شوددراین جا خلاصه ای ازاین قواعد رامی آوریم:
  • قواعد مطابقت نهادوفعل بایددرنگارش رعایت شود. دراین جا خلاصه ای از این قواعد رامی آوریم:

الف:نهاد مفرد بافعل مفرد/نهادجمع بافعل جمع

ب:‌برای احترام = نهاد مفردبافعل جمع

پ:برای غیرجاندار= نهاد جمع فعل مفرد.

ت:‌برای اسم جمعِ «مردم» = فعل حتما بایدجمع باشد.

ث: برای اسم جمعِط «ملت» = فعل هم مفرد می آید هم جمع.

ج: برای اسم های جمع «کاروان»،«دسته»،«گله»،«رمه»،«قافله»،«مجلس»و... فعل مفرد خواهیم آورد.

چ:برای اسم های مبهم «هریک» ،«هرکدام»،«هیچ کدام»و«هیچ یک» هم فعل مفردهم فعل جمع می آوریم.

ح:برای واژه ی «بعضی »اگربی جان باشد فعل هم مفردهم جمع می آید.

  • اسم هایی که بروزن افعل تفضیل هستند پسوندهای  «تر»و«ترین»نمی گیرند.؛مثلا اعلم تر،افضل تر،ارجح تر، ارشد ترو...نادرست هستند.ازاین میان واژه ی «اولی » استثنااست ومی تواند پسوند «تر»بگیرد.
  • ترتیب ارکان جمله باید رعایت شود.یعنی «نهاد+ مفعول + متمم قیدی + فعل»ارکان عادی جمله می باشد.درغیراین صورت جمله غلط است.البته نوشتن جمله به شیوه ی بلاغی بحثی دیگر می باشد که باید به آن پرداخت.
  • ضمایراشاره ی «این»و«آن»رانباید به جای انسان به کاربردوبرعکس ضمیرشخصی «او»رانیز نبایدبه جای اسم غیرانسان به کاربرد.
  • چسبیدن حروف اضافه به متمم بعد ازخودشان نادرست است.به علی قسم بدیده ات اعتماد مکن.  «به دیده ات»
  • آوردن هم زمان قیدهای «نه تنها،بلکه،هم چنین ونیز »نادرست می باشد.مثال نادرست:او نه تنها درس خوان،بلکه هم چنین ورزشکا رهم بود. 
  • همزه های پایانی کلمات که تلفظ نمی شوند باید حذف گردند.البته کلمات بروزن افعال،استفعال عربی بیشترین کاربردرادراین مقوله دارند.

نکته ی1:لازم به توضیح است که درصورت مضاف شدن این کلمات همزه به «ی» میانجی تبدیل می شود .املای فارسی /امضای مدیر/استعفای رئیس فدراسیون.

نکته ی 2 : اگرکل ترکیب عربی باشد نه همزه حذف می گرددونه به «ی» میانجی تبدیل می شود. فناءفی الله/لقاءالله.

نکات متفرقه وپراکنده اززبان فارسی :

  • بدل :کلمه یاگروهی است که درتوضیح کلمه یاگروه قبل ازخود می آید،بدل قابل حذف است وجانشین اسم یاگروه اسمی قبل ازخود می باشد.مثل: افشین برادرآرش رادیدم.قسمت مشخص شده بدل از «افشین»می باشد.
  •  معطوف :کلمه یاگروهی ازکلمات است که پس از«و»عطف می آید.مثال: رستم وسهراب راقهرمانان ملی می دانند.
  • ·        انواع«ان»:

الف:‌«ان»جمع/ مثال: دوستان،یاران،سپاهیان و...

ب:«ان»مکان/مثال:‌کندوان، سپاهان ،گیلان و...

پ:‌«ان»زمان/ پاییزان،سحرگاهان،بامدادان و...

ت: «ان»شباهت/کوهان

ث: «ان» صفت ساز یاقیدساز/مثال: خندان،نالان،خرامان و...

ج:«ان» اسم ساز/مثال: حنابندان،شیرینی خوران،حنابندان و...

  • واژه های دخیل یعنی واژه هایی که اززبان های دیگر «خصوصاً عربی»‌واردفارسی شده اند.بردونوع اند:

الف:‌دخیل نشان دار:واژه هایی که دارای «ال»،«تنوین»یا«حروف جر»هستند.مثال: القصّه،اتفاقاً،لذا.

ب: دخیل بی نشان:‌واژه هایی که عربی هستند ونشانه های بالاراندارند.مثال:‌قلم ، مسابقه،تمایل و...

پ:واژه های دخیل غیرعربی مانند تلفن ،تلگراف،فکس و...

  • ·        انواع فرآیند واجی:

الف:‌کاهش یاحذف/مثل:‌قندشکن = قن شکن/املاء = املا/بازآمد = بازامد/و...

ب:‌افزایش /مثال: سیاست = سی یاست /کاهوی سبز «ی بدل ازکسره فرآیند واجی افزایش به حساب می آید»

پ:‌ابدال ،که خودبه سه صورت می آید:

1- تلفظ /پنبه = پمبه /اجتماع = اشتماع      2-  مصوت / نامَه = نامِه /خانَه = خانِه/ بِرو = بُرو/نَمی رفت = نِمی رفت

3- نوشتار/سپید = سفید/لکن = لیکن/هگرز = هرگز/تخلیص = تلخیص

ت:‌ادغام /کبودده = کبوده/بدتر= بتّر/یک گانه = یگانه /شب پره = شپّره/زودتر= زوتّر

نکته 1: فرآیند واجی یعنی شکل نوشتاری باشکل گفتاری کلمه متفاوت باشد.

نکته ی 2: درکتاب های آموزشی واژه ی «یگانه»را فرآیندواجی ادغام از «یک گانه»گرفته اند که به نظر فرآیند واجی کاهش می آید.چون یک حرف از آن کاسته می شود.درفرآیند واجی ادغام یک حرف کاسته می شود ولی حرف دوم تشدیدمی گیرد.

نکته ی 3 :درکتاب های آموزشی وکمک درسی صامت های میانجی رانیز فرآیند واجی افزایش گرفته اند که دراین موردکمی تردیدبه وجود می آید. چراکه درکلماتی که صامت میانجی گرفته اند شکل گفتاری ونوشتاری یکسان است.درهرحال نظر نویسندگان بزرگ قابل احترام است .

چند مثال قابل تامّل:

   گیسوان: هم فرآیندواجی ابدال تبدیل مصوت «او »به «-ُ »گرفته اند هم فرآیند واجی افزایش به خاطر وجودصامت میانجی «واو»درکلمه.

گویندگان: فرآیند واجی افزایش : به خاطر وجودصامت میانجی «ی»در«گوی»/فرآیندواجی افزایش: «گ»در«گان»که صامت میانجی می باشد.

نامه ای : هم فرآیند واجی ابدال در«نامَه = نامِه»/هم فرآیند واجی افزایش در «ا» واژه ی «نامه ای »که صامت میانجی به حساب می آید.

نیاکان: فرآیند واجی افزایش «نیا = نی یا»/فرآیند واجی افزایش = «ک» که صامت میانجی است.

 

  • ·        هرواژه یاکلمه درطول زمان می تواند یکی ازچهارحالت راداشته باشد:

الف:‌متروک = قبلاًبوده والآن حذف شده است./مثال:‌آزفنداک = رنگین کمان/سوفار = دهانه ی تیر/ملطّفه = نامه ی کوتاه وخلاصه /چهارآینه = نوعی لباس جنگی .

ب:‌تحول معنایی = قبلاًبوده است والآن بامعنای جدیدی وجودداردومعنای قدیم خودراازدست داده است./مثال: مزخرف = معنای قدیم: به جواهرآراسته /رعنا = زن احمق وخودآرا/شوخ = چرک/سوگند = ترکیبی ازگوگرد/کثیف = ترکیب شده وکلفت/تماشا = باهم گردش رفتن/دستور = اجازه ،وزیر/جناب = آستان وپیشگاه.

پ:‌بدون تغییر = همان معنای قبلی وقدیم راداردوتغییرنیافته است./مثال: گوش ،چشم،دیوار،خنده ،زیبا ...

ت:‌هم معنای قدیم راداردوهم معنای جدیدی یافته است./ مثال: سپر = معنای قدیم: سپرجنگ،معنای جدید: سپرماشین ودوچرخه/یخچال = معنای قدیم: قسمت های یخ زده ی کوه ونیزمکان های سردزیرزمین،معنای جدید: وسیله ای درآشپزخانه/رکاب = معنای قدیم: رکاب اسب ،معنای جدید:رکاب دوچرخه/زین = معنای قدیم: زین اسب ،معنای جدید: زین دوچرخه.  

نکته: معنای جدیدکلمات قسمت آخر «ت»معمولاًمتأثّراز معنای قدیم آن هاست.

  • ·        طریقه ی گذراکردن فعل های گذراو ناگذر:

الف: فعل های گذرابه مفعول دودسته اند:

1- بعضی ازفعل های گذرا،دوباره گذرانمی شوند .مانند: دیدن،دادن وشنیدن.

2- بعضی ازفعل های گذرا،دوباره گذرامی شوند .مانند :خورد = خوراند/پوشید = پوشاند/که این فعل ها علاوه برمفعول به متمم نیز احتیاج پیدامی کنند وچهارجزئی مفعول ومتمم داردرست می کنند.

ب:‌فعل های ناگذرهم چهار دسته اند:

1- فعل های ناگذری که بافرمول «بن مضارع + اند ،انید» گذرامی شوند.مانند: ترسید = ترساند/رهید = رهاند/کشید = کشاند/پرید = پراندو...

2- فعل های ناگذری که برخلاف قاعده ی بالا گذرامی شوند .مانند:شکست = شکناند،شکاند/نشست = نشیناند،نشاندو...

3- فعل های ناگذری که بامعنی، گذرامی شوند نه باقاعده ی بالا.مانند: افتاد = انداخت /آمد = آورد/رفت = برد/ ماند = گذاشت.          4- فعل های ناگذری که گذرانمی شوند.مانند:شتافتن/زیستن /آسودن.   

  • ·        شیوه ی بلاغی یعنی چه؟

گاهی ترتیب ارکان جمله رابه هم می زنیم تاباایجاد زیبایی وآهنگ ،کلام راادبی کنیم وتاثیرآن را بیش ترنماییم.به این شیوه، شیوه ی بلاغی می گویند.درشیوه ی عادی نهاد درابتدای جمله می آید وفعل درانتهای جمله؛اما درشیوه ی بلاغی این ترتیب رعایت نمی شود.

  • ·        راه های ادبی کردن نوشته:

1-  چگونگی کاربرد زبان      2- سادگی وطبیعی بودن وبی تکلف بودن     3- استفاده از آرایه های ادبی

4- وجود احساس وعاطفه       5- صداقت وصمیمت            6- استفاده ازطنز    

  • ·        راه های ساخت طنز:

1- کش دارکردن موضوع      2- اغراق وبزرگ نمایی      3- استفاده از حوادث عادی زندگی واستفاده ی ناگهان از آن هابرای مسائل سیاسی واجتماعی       4- جابه جاکردن حوادث ووقایع     5- نقیضه پردازی یاتقلید از آثارادبی      6- استفاده ازغلط های املایی آگاهانه           7- بازی  باکلمات وبیان لطایف ونکات جذاب. ‌

[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ اسماعیل حکمتی منامن ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About

اسماعیل حکمتی منامن هستم ازدبیران دبیرستان ناحیه ی یک اردبیل درخدمت دوستان همکارودانش آموزان عزیز.
Blog Categories
 
صفحات اختصاصی
Blog Custom

كد موسيقي براي وبلاگ